Wednesday, February 15, 2012

شب ِ ظلمت نگون بادا - به یاد هاله و ژاله و همه جان باختگان

به یاد هاله و ژاله و همه جان باختگان
شب ِ ظلمت نگون بادا
تو ای رهبر, شه ِ سرما
همی دزدی  ز دل گرما
کجا بردی تو رای ِ ما؟
بشد  قیرین ترا سیما

ز بس داری سر ِ دعوا
روی  ناگه به هر ماوا
کنی ظلمی تو بی پروا
شود ناله ز تو آوا

چه باشد در سرت سودا؟
خبر داری تو از فردا؟
بسی  رفته از آن یلدا
شب ِ ظلمت نگون بادا

در این دشت ِ پر از ناله
ز خون ِ آن نکو هاله
بروید صد  گل  ِ لاله
کنار خانه ِ ژاله

بخواند مرغک ِ خوشخوان
به هر سروی , به هر ایوان
نه در غزه, نه در لبنان
به هر کنجی از این ایران
مهران رفیعی
بیست و پنجم بهمن ماه نود


Tuesday, February 14, 2012

ای فقهای حوزه, از دم شدین رفوزه



ای فقهای حوزه
ای فقهای حوزه
از دم  شدین رفوزه
افضل تون  در ربود
آرای  ما,  هر چه بود
اونی که حیا نداره
هر روز گلی میکاره
بهشت تون جفا بود؟
قول خدا خطا بود؟
 قیمت نفت گرونه
سید خودش میدونه
سفره  ما رو نبین
ترسم بشی شرمگین
وضع  شما که خوبه!  
سرخ و سفید و فربه
زیر دشکی میرسه؟
از نفت و گاز و پسه؟
مرغ و پلو میاره؟
فراش اون اداره؟
نرخ  سکوت چقدره؟
در ین زمون و دوره؟
با ارز و زر می گیرین؟
یا راه و رسم  دیرین؟
نرخ شتر گرونه
همینو کنین بهونه
چقدر میدین به لبنان؟
از پول و نفت ِ  ایران
چقدر میره به غزه؟
بگو ! دلت نلرزه
لغزنده یی چو ماسه
لیسنده ای ز کاسه
وقت حساب میرسه
مو بکشن ز ماسه

شعری بمناسبت بیست و پنجم بهمن ماه - شه ِ سرما

شه ِ سرما
تو ای رهبر, شه ِ سرما
چرا بردی تو رای ِ ما؟
نشد قیرین ترا سیما؟ 

شوی ناگه به هر ماوا
کنی ظلمی تو بی پروا
ز بس داری سر ِ دعوا

چه باشد در سرت سودا؟
خبر داری تو از فردا؟
بدان ! رفته شب ِ یلدا

بروید صد  گل  ِ لاله
در این دشت ِ پر از ناله
ز خون ِ آن نکو هاله

همی خواند همان خوشخوان
به هر سرو  و به هر ایوان
به هر کنجی از این ایران

Sunday, February 12, 2012

تاملی در مورد پناهجویان از راه رسیده و نرسیده ایرانی در استرالیا

بدنبال وخامت اوضاع سیاسی در جمهوری اسلامی و پیامدهای ِ تلخ اقتصادی و اجتماعی آن, نام استرالیا بعنوان گریزگاهی رویایی در ذهن بسیاری از هموطنان آسیب دیده مان نقش بسته است, بطوریکه  در یکی دو ساله اخیر کمتر ماهی است که مطلبی  ِ آزار دهنده  در مورد پناهجویان ایرانی نشنویم.
خبر ها همه سیاه اند و غم انگیز, یا در مورد غرق شدن قایقی از کار افتاده که بیشتر از ظرفیتش مسافر داشته  و در نیمه راه همه پناهجویان را به کام مرگ فرستاده, و یا برخورد کشتی های مستهلک ماهی گیری با صخره های ساحلی استرالیا و  روی دادن فجایع گریزناپذیر.
چه زیبا بود اگر مشکلات پناهجویان  به همین جا ختم می شدند و دروازه های بهشت زمینی بر روی جان بدر بردگان به آسانی باز می گشتند, اما واقعیت چنین نیست , گویی لازم است که  این درماندگان دردها و رنج های دیگری را هم تجربه کنند.
خوشبخت ترین آنها, کسانی هستند که همه اعضای خانواده  با هم و به سلامتی به ساحل نجات پا گذاشته اند, اما این گروه فقط اقلیت کوچکی از تازه واردان را تشکیل میدهند و اکثریت شان همچنان دل نگران ِ همسران و یا فرزندان به جا مانده,  می باشند.
گرفتن اجازه اقامت و کار در استرالیا برای پناهجویانی که از راه های آبی میرسند از مهمترین مشکلاتی است که قوانین موجود در سر راه آنان قرار میدهند و بنظر میرسد که به علت افزایش تعداد متقاضیان, شمار  این نوع سختگیری ها سیر صعودی گرفته اند.
علاوه بر این مشکلات, هر روزه خبرهای تکان دهنده ای از بد رفتاری ماموران حکومتی جمهوری اسلامی با بستگان پناهجویان بگوش آنها  میرسد و حتی نمونه هایی از گروگان گیری و مصادره اموال.
شکی نیست که در مورد مادرانی که همسر و فرزندانی در ایران دارند, فشار این سختی ها بسی سنگین تر و تحمل ناپذیر تر می باشد.
و فراموش نکنیم همه چالش های فرهنگی,  مذهبی و اقلیمی که برای هر مهاجری در سرزمین های نو وجود دارد و ترکیب آنها برای بسیاری از مهاجران قانونی هم تحمل ناپذیر می نماید.

Friday, February 10, 2012

تا انقلاب مهدی, منقل ادامه داره, شیره و آیس نداره

..اولش قرار بود که اوضاع مملکت را روبراه کنن و وقتی که برای همه خونه مجانی ساختن و  آب و برق را هم مفت و مجانی کردن و 
خرج دوا و درمون همه را هم دادن, انقلاب شون را صادر بکنن و تموم دنیا را پر از عدل و داد . اینکه از اول دروغ میگفتن و یا بعدا بفکر حقه بازی افتادن هنوز مورد بحث و گفتگوست ولی خدا وکیلی  در مورد صادرات به وعده شون عمل کردن و هر روزه موارد بیشتری از آن پدیدار میشه
همین هفته قبل بود که پلیس مالزی تعداد زیادی از زنان و دختران تن فروش ایرانی را دستگیر و به مبدا صادراتی برگرداند
هر ماهه هم که جمعی از پناهجویان صادراتی طعمه موج های خروشان شرق جاوه می شوند
 همین دیروز هم پلیس استرالیا یک محموله صادراتی ایران را توقیف کرد و از میان کارتن های آب میوه مقادیر زیادی هرویین و یخ بیرون کشید گویا به ارزش بیست و پنج میلیون دلار
پس توجه می فرمایید که صادرات همچنان و در هر شرایطی ادامه دارد
و تا این حکومت ادامه دارد هیچ منقلی بی نصیب نخواهد ماند حتی در نیمکره جنوبی

رکورد دیگری برای خامنه ای, کشف محموله مواد مخدر به ارزش بیست و پنج میلیون دلار در استرالیا

پلیس استرالیا امروز از میان آب میوه های صادراتی ایرانی مقادیر زیادی هرویین و سایر مواد مخدر بیرون کشید و یک فرد ایرانی را دستگیر کرد تا به لیست افتخارات رهبر فرزانه اضافه شود
لیستی که در آن موارد غرورآفرین زیرین دیده می شوند
فرار شتابدار مغزها
افزایش زتان تن فروش ایرانی در عشرتکده های خارج از کشور
افزایش بی سابقه پناهجویان ایرانی
افزایش تعداد تلفات پناهجویان در مسیر سفر های غیر قانونی
افزایش تعداد ورزشکاران متقلب در مسابقات بین المللی

Thursday, February 9, 2012

مثلث اسم های بی مسما - افتخاری, لطفی و رشیدی

آقای داوود رشیدی با شرکت در جشنواره سینمایی زجر نام خود را آلوده کرد, او که  شاهد بستن خانه سینما و اهانت به هنر و هنرمندان بود شایسته نبود که در چنین ضیافت ننگ آلودی شرکت کند
مگر نشنیده و نخوانده بود که همکارانش را هرزه و فاسد نامیده بودند؟
مگر داستان لشکر کشی شبانه به خانه بهمن پناهی را فراموش کرده بود؟
از خود نپرسیده بود که چرا برخی از فیلم ها قبادی و مهرجویی و رسول اف و دیگران اجازه نمایش نیافته اند؟
چرا واکنش های مردمی  در برابر کرنش های زننده علیرضا افتخاری و یاوه گویی های محمدرضا لطفی را دست کم گرفته بود؟
آیا شرکت کردن و اعتبار بخشیدن به ضیافت ِ حاکمی خونریز نشان رشادت است؟
آقای رشیدی, لحظه ای بیندیشید و علت محبوبیت هنرمندانی از قبیل شجریان و پناهی را  از خود بپرسید
 آقای رشیدی, در این فرصت کوتاه باقیمانده از مردم پوزش بخواهید و به جمع و قلبشان باز گردید